محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
561
خلد برين ( فارسى )
. . . [ 120 ] دلجوئى مىفرمود تا مقرر شد كه خدمتش كسان از قبل خود نزد محمد كراى خان پدر و مادر خود فرستاده خبر سلامتى خود را با اخبار عواطف سرشار شهريار و الا اقتدار به ايشان رساند . عادل گراى خان دو سه نفر از ملازمان معتمد خود را به جهت رسانيدن اخبار مذكوره و خبر نويد مصاهرت اين دودمان و الا شان كه به وى رسيده بود به نزد پدر و مادر روان نمود و روزگارش در دولتخانه به كام دل مىگذشت تا عاقبت كار چنانچه در مقام خود گزارش خواهد يافت پايمال حوادث گشت . بىعنايتى مهد عليا نيز نسبت به امراء و كم خدمتى ايشان نسبت به مهد عليا غبار انگيز مرآت خاطر قدس - مناظر خاقان عليين آشيان بود و به مقتضاى مصلحت وقت با امراى زياد سر مدارا مىفرمود تا چهره نمود آنچه نمود و شرح آن نيز در مقام خود از مساعدت وقت مأمول است . بالجمله چون ضبط و نسق ولايت شروان كه به تازگى به حيطهء ضبط و تسخير در آمده بود از لوازم امور سلطنت بود ايالت آن ولايت را به محمد خليفهء ذو القدر حاجى لر كه در اواخر زمان خاقان جنت